تبليغاتX
مکث - خاطره

هنگامی که امید را روبرویت می بینی خاطره هایت را پاک می کنی.

 

اما هنگامی که تنها سیاهی جلوی چشمانت قرار می گیرد، مدام خاطره ها را مرور می کنی تا کمی سیاهی روزهایی که می گذرند به سپیدی بگراید. در این حالت خاطره های تلخ هم شیرین می شود. به خاطره های شیرین که می رسی دیوانه وار می خندی و مستانه در خیابان تلو تلو می خوری.

 

روزها می گذرند و در سکوت، تنها دودهای سیگار با من مانده است.

نوشته شده توسط علی اکبر محمدزاده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 |