تبليغاتX
مکث

عدم تمرکز بر نقطه ای مشخص. چای روی میز مطالعه. خسته از پیکار. به دنبال فرار از وابستگی اقتصادی. به دنبال ایجاد منی مستقل. به دنبال رهایی از تنش. به دست آوردن آرامش.

آری این روزها خسته است. خسته از تحقیر و توهین. خسته از زخم زبان های مداوم. خسته از تنش های روزانه و ساعت به ساعت. تنها مامنی باید باشد تا تن خسته را در آنجا رها کند. تنها مامنی و آن مامن برای او کجاست؟ شب رها از قیل و قال های روزانه، رها از اجبار برایش آرامگاهی موقتی ساخته است. اما تا کی باید به آزارهای روزانه تن دهد؟ دیگر ممکن نیست تحمل آن همه درد. آستانه صبرش مدتی است پایین آمده است. به راحتی و به سرعت می خروشد و محیط به جای تسکین آن، او را به غلیان هر چه بیشتر سوق می دهد. صبر نیز آستانه ای دارد و حال که دارد لبریز می شود باید به دنبال چاره بود.

" دیگر هر روز برایم زهر است. دیگر تحمل تحقیر و زخم زبان هر روزتان را ندارم. هر چه زودتر از اینجا می روم تا هم شما راحت تر باشید و هم من دیگر حرفهایتان را نشنوم"

پس از ترک، اما آیا منی دیگردر راه است؟ نیست اگر انسان مطلق انگاشته شود، هست اگر درک شود که انسان در دیالکتیک کنش های خود شکل می گیرد.

می دود و به سرعت ازشرایط کنونی اش دور می شود تا بتواند برای خود باشد، بتواند خود تصمیم گیرد بدون آنکه غیراو در آن سهیم باشد. برای کسب تجربه ای دیگر و به راستی چه چیز در این دنیای تاریک برای او بیش از چشیدن تجربه ای نو می تواند لذت بخش باشد؟

نوشته شده توسط علی اکبر محمدزاده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 |

خواهم که بر چشمت

هر دم کشم سرمه

ترسم پریشان کند بسی

حال هر کسی

چشم نرگست

مستانه مستانه...

نوشته شده توسط علی اکبر محمدزاده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 |

 تا کنون جمله ای چنین مرا به پراتیک وا نداشته است:

«فیلسوفان فقط جهان را به راه های گوناگون تاویل کرده اند، مساله بر سر دگرگون کردن آن است»

نوشته شده توسط علی اکبر محمدزاده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 |

-خوش به حالت، تو از بچه گی ات خاطره داری، یعنی از کودکیت لذت بردی

 

خاطره؛ سپری کردن لحظات برای آن که خاطره ای باقی بماند. عکس گرفتن برای ثبت عمر. آوردن دوربین در سفر برای داشتن خاطره. خاطره به معنی زندگی نکردن درکنون و جایی غیر از اینجا. بودن در آینده یا گذشته، اما غیر حال...

نوشته شده توسط علی اکبر محمدزاده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 |

*

لحظه ای، در شبی ذهنش به نا کجا "آباد" رفت. به خود فرمان ایست داد و آرام با خود گفت: خسته ام. به صندلی تکیه داد و بیشتر به خود فکر کرد. جهان به سرعت حرکت می کرد و او این را از صدای ماشین ها که در خیابانِ نزدیک کوچه می گذشتند حس می کرد. کتاب های زیادی از هگل تا مشروطه بر روی میز بودند و او "باید" همه آنها را می خواند.

"بیرون"، تلویزیون روشن بود و عده ای مشغول به تماشای آن. اما او به عادت شب های تنهایی در اتاق را بسته و به موسیقی گوش می داد. انزوا و عزلت برای او برگ آخرین بود که می توانست همچنان برای وی لذت را به ارمغان آورد (1).  لیک او هم چنان بر استفاده نکردن از آن مصر بود. شاید دیگر عزم چنین تصمیمی را نداشت، اما به هر حال ترجیح می داد به راحتی دست بدین کار نزند. آخرین بار بهار امسال بود که تصمیم به انزوا گرفت، اما به علت موقعیتش و عزم نه چندان جدی نتوانست به مطلوب راهی یابد.

آهنگ مدام این قطعه از شعر را تکرار می کرد: « ترسم که اشک در غم ما پرده در شود». به راستی چقدر می ترسید از رسوا شدن. به احتمال زیاد ترس او ناشی از تجربه ای تلخ در سالیان دور می شد که برای او تاریخی دیگر را رقم زده بود. از آن پس دیگر ترجیح داده بود  سکوت را پیشه خود سازد. به انصاف از این نحوه سود برده بود تا آن که در ماه های گذشته، به استیصال در آمد.

 عصر فیلم هامون را دیده بود. با آنکه آهنگ نمی گذاشت فکر خود را به خوبی به آن متمرکز کند، سکانس صحبت های مادربزرگ با هامون را در ذهن مجسم می کرد. مادربزرگ پس از فهمیدن ترک همسر هامون با ناله و گریان مدام به او تکرار می کرد: آخِی، تنها شدی، بی کس شدی، غمخوار نداری.

 



* در توضیح نوشته ها باید ذکر شود که این مطالب بیشتر  جنبه اجتماعی دارند و صرفا شخصی نیستند. از آنجا که سعی می شود نوشته ها بیشتر مربوط به جامعه باشند، هر کس بنا بر پیش ذهن خود به برداشتی متفاوت خواهد رسید. به این علت که نگارنده نیز جزئی از اجتماع می باشد و همراه عناصر جامعه بعضا تجربه های اجتماعی و تاریخی یکسانی را گذرانده است، او نیز در نوشته ها سهیم می باشد.

1- به عقیده فروید چند را ه برای لذت جویی وجود دارد که یکی از آن ها اشراق و گوشه نشینی می تواند باشد. برای توضیح این مورد، او مواردی را که باعث رنج انسان می شود را نام می برد که یکی از آن ها برخورد فرد با اجتماع است. فرد در اشراق، رنج ارتباط با اطرف و اجتماع را می کاهد و طبیعتا از این راه می تواند احساس رضا کند. اما طبق این توضیخات، فرد در این حالت به صورت بهینه احساس لذت نخواهد کرد.

نوشته شده توسط علی اکبر محمدزاده در جمعه هجدهم مرداد 1387 |